هومان کوچک من
هومان عزیز ما در دوم فروردین1389 در بیمارستان عرفان ساعت 11:30 صبح به دنیا آمد.نامش به معنای نیک اندیش است و مبنای انتخاب من و پدرش در انتخاب نام ،اصالت آریاییمان بوده است. به امید روزی که هومان کوچک ما خاطراتش را با دستان خودش در وبلاگش بنویسد. 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

هومان را از مدرسه برداشتم و با هم سوار ماشین شدیم و به خونه راه افتادیم. توی ماشین به من میگه:

مامان Aron (یکی از دوستاش) ماشینش را آورده بود مدرسه و به من نشون داد.

من : معلمت دعواش نکرد؟ خودت میدونی که معلمت چند بار گفته که کسی اجازه نداره وسایل بازیشو با خودش به مدرسه بیاره.

هومان: معلمم اصلا نفهمید. یواشکی آورده بود.

هومان:منم قول دادم فردا ماشینم را ببرم و بهش نشون بدم.

من: تو نمیتونی ، میدونی که معلمت ناراحت میشه.

هومان: promise دادم! میدونی؟؟؟؟Promise!!!!!

هومان داره با پدرش صحبت میکنه و پدرش هم سرش به کتاب و درساش هست و خیلی متوجه نیست که هومان چی میگه.

هومان: بابا بیا این bug را بگیر.

بابا: بده من.

هومان: نه با دستت نه! با زبونت.

بابا : با زبونم. چرا.

هومان: مثلا تو frog ی. بگو ریبیت، ریبیت، ریبیت

پدر جان هم که اصلا حواسش نیست کلمات را فقط تکرار میکنه.

هومان: آها! دیدی؟؟؟ گفتی ریبیت. این صدای frog هاست. خودتم میدونی که frog ها bug دوست دارن. پس بیا اینو بگیر!!

[ ۱٢ آذر ۱۳٩۳ ] [ ٧:۱٠ ‎ب.ظ ] [ مریم ] [ دوست گفتار () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

بسم الله. این وبلاگ را به عشق پسر کوچکم درست کردم تا همیشه بدونه که لحظه لحظه زندگیش چقدر برایم زیبا و خاطره انگیزه و چگونه تمامی حرکات و شیرینی رفتارش در ذهن من برای همیشه موندنیه....برای هومانی که جهانم بدون او الف ندارد!
صفحات دیگر
امکانات وب