هومان کوچک من
هومان عزیز ما در دوم فروردین1389 در بیمارستان عرفان ساعت 11:30 صبح به دنیا آمد.نامش به معنای نیک اندیش است و مبنای انتخاب من و پدرش در انتخاب نام ،اصالت آریاییمان بوده است. به امید روزی که هومان کوچک ما خاطراتش را با دستان خودش در وبلاگش بنویسد. 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

هومان رفته لباس باباش را پوشیده و در حالی که ژاکت داره زار میزنه تو تنش اومد پیش من.

هومان: سلام مامان

من: سلام

هومان: نه، من بابام.

من: إ ببخشید. سلام بابا.

هومان: نه، تو مامان هومانی. وقتی من بابام، تو مریمی!!!!!

 

امروز هومان سر غذا خوردن بازی در می آورد و من هم بعد از تذکر دادن، نهایتا از دیدن کارتون محرومش کردم!

خیلی سعی میکرد که شرایطی را فراهم کنه که من اجازه بدم کارتون ببینه و من هم بلاخره برای حفظ ابهت مادرانه باید سر حرف خودم می ایستادم!

خلاصه، بغل کردن های الکی و لبخند های ژکوندش و ... که هیچ تاثیری نداشت....در آخر اومد منو بغل کرد و گفت مامان میگم خسته شدی یکم استراحت کن من کمرت را بمالم!!!!!! 

[ ٢۱ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ ] [ مریم ] [ دوست گفتار () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

بسم الله. این وبلاگ را به عشق پسر کوچکم درست کردم تا همیشه بدونه که لحظه لحظه زندگیش چقدر برایم زیبا و خاطره انگیزه و چگونه تمامی حرکات و شیرینی رفتارش در ذهن من برای همیشه موندنیه....برای هومانی که جهانم بدون او الف ندارد!
صفحات دیگر
امکانات وب