هومان کوچک من
هومان عزیز ما در دوم فروردین1389 در بیمارستان عرفان ساعت 11:30 صبح به دنیا آمد.نامش به معنای نیک اندیش است و مبنای انتخاب من و پدرش در انتخاب نام ،اصالت آریاییمان بوده است. به امید روزی که هومان کوچک ما خاطراتش را با دستان خودش در وبلاگش بنویسد. 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

این متن امروز من را ساخت، کاش هیچ وقت یادم نره که چه لحظات شیرینی دارم با پسرم تجربه می کنم....

 

                                                  

اگر فرصت داشتم فرزندم را دوباره بزرگ کنم

به جای این که دائماً انگشت اشاره ام را به سوی او بگیرم آن را در رنگ فرو می بردم و همراه با او نقاشی می کردم

به جای این که دائم کارهایش را تصحیح کنم

با او ارتباط برقرار می کردم

به جای این که دائم به ساعت نگاه کنم

به او نگاه می کردم

سعی می کردم کمتر بدانم

و بیشتر توجه کنم

بیشتر با او دوچرخه سواری می کردم

و بادبادک های بیشتری را همراه با او

به هوا می فرستادم

از جدی بازی کردن دست بر می داشتم

و جداً بازی می کردم

در چمنزارهای بیشتری می دویدم

و به ستارگان بیشتری خیره می شدم

بیشتر بغلش می کردم

و کمتر سقلمه اش می زدم

به جای این که به او سخت بگیرم

سخت تأییدش می کردم

اول اعتماد به نفس اش را می ساختم

و بعد خانه اش را

کمتر درباره عشق به قدرت با او حرف می زدم

و بیشتر درباره قدرت عشق

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 


[ ۱٤ مهر ۱۳٩۳ ] [ ٧:٠۱ ‎ب.ظ ] [ مریم ] [ دوست گفتار () ]

لذت بردن را بلد نیستیم....
از گرما می نالیم
از سرما فرار می کنیم
در جمع ، از شلوغی کلافه می شویم
در خلوت ، از تنهایی بغض می کنیم
تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم اما در آخر هفته ....
بی حوصلگی ما تقصیر غروب جمعه است و بس
همیشه در انتظار به پایان رسیدن روزهایی هستیم که بهترین روزهای زندگیمان را تشکیل میدهند:
مدرسه ... دانشگاه....کار....
انگار حتما باید اسمان به زمین بیاید
باید اتفاق خاصی بیافتد. مثلا معجزه ای رخ بدهد تا از زندگی لذت ببریم.
گاهی اینقدر در روزمره گی غرق میشویم که فراموشمان میشود
که ساده ترین داشته هایمان شاید آرزوی فردی دیگر باشد
ما از امر و نهی پدر کلافه باشیم و 
دیگری در آرزوی شنیدن صدای پدر.....
ما از باب میل نبودن غذا بجان مادرمان غر بزنیم و 
دیگری در حسرت صدا کردن نامش و شنیدن جواب....
همیشه شاکی هستیم...
حتی در سفر همواره به مقصد می اندیشیم بدون لذت از مسیر...
غافل از آنکه زندگی همان لحظاتی بود که می خواستیم به پایان برسند.
همین


[ ۱٤ مهر ۱۳٩۳ ] [ ٥:٥٧ ‎ب.ظ ] [ مریم ] [ دوست گفتار () ]

هومان خیلی به سختی اتاقش را تمیز میکنه. همیشه سر این موضوع کلی برنامه داریم ما!!!

امروز طبق معمول ازش خواستم که قبل کارتون دیدن وسایلش را جمع کنه (clean up). هی نق میزد  و بهونه میاورد و میگفت خسته میشم. من برای تشویقش شروع کردم یک مصراع از شعری را که همیشه توی مدرسه برای clean up براشون میذارن و در ضمن هومان هم خیلی دوستش داره را خوندن:

Clean it up, Clean it up, you can make it fun to do…

هومان یکدفعه دست از کار کشید و باحالتی که انگار برگ برنده دستشه شروع کرد یک  مصراع دیگه از شعر را خوندن:

Mom and dad can help you too, clean it up….

بازنده

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

 

[ ٧ مهر ۱۳٩۳ ] [ ٧:٥٧ ‎ب.ظ ] [ مریم ] [ دوست گفتار () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

بسم الله. این وبلاگ را به عشق پسر کوچکم درست کردم تا همیشه بدونه که لحظه لحظه زندگیش چقدر برایم زیبا و خاطره انگیزه و چگونه تمامی حرکات و شیرینی رفتارش در ذهن من برای همیشه موندنیه....برای هومانی که جهانم بدون او الف ندارد!
صفحات دیگر
امکانات وب