هومان کوچک من
هومان عزیز ما در دوم فروردین1389 در بیمارستان عرفان ساعت 11:30 صبح به دنیا آمد.نامش به معنای نیک اندیش است و مبنای انتخاب من و پدرش در انتخاب نام ،اصالت آریاییمان بوده است. به امید روزی که هومان کوچک ما خاطراتش را با دستان خودش در وبلاگش بنویسد. 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

راجع به بد غذایی هومان نمیخوام صحبت کنم چون فکر کنم تنها کسی که ازش خبر نداره خواجه حافظ شیرازیه! فقط خواستم یک تجربه خوبم را با همراهان وبلاگم و البته مادران هم درد! که مثل من نینی های بد غذا دارند در میان بگذارم! البته اینها را به حساب مزاح بگذارید چون بچه ها متفاوتند همین که سالمند صد هزار بار شکر باریتعالی....

آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن!      من همین قدر که گرماست زمینم کافی ست

 

خوب پیام اخلاقیمونم که دادیم حالا بریم سر تجربه خوشمزه مون!

من چند روز پیش کیک هویج درست کردم که برخلاف تصورم هومان خیلی ازش خوشش اومد. گفتم به شماها هم بگم ان شالله درست کنید و از اون لذت ببرید و مارا هم دعا کنید.

مواد لازم: 
تخم مرغ 4عدد 
شکر 300 گرم 
روغن مایع  یک لیوان

آرد 300 گرم 
هویج رنده شده  حدودا 2 لیوان

بکینگ پودر یک ونیم ق چایخوری 
جوش شیرین 2/1 ق چایخوری 
دارچین  ق غذاخوری 
گردو خورد شده   من حدود نصف لیون ریختم ولی دفعه بعد 1 لیوان یریزم چون به نظر کم بود

اول از همه فر را روشن کنید که گرم بشه(حرارت 180). تخم مرغها رو با هم زن برقی بزنید تا پف کنه بعد با شکر مخلوط کرده، سپس به ترتیب روغن و آرد را اضافه کنید.( ارد را کم کم اضافه کنید، بعد بکینگ پودر ،جوش شیرین،دارچین وگردو را هم بریزید و مخلوط کنید. در آخر هویج رنده شده را هم به بقیه مواد اضافه کنید.
قالبتان را کمی چرب کرده و آرد پاشی کنید و مایه کیک را به طور یکنواخت در آن بریزید و قالب را در فر با حرارت 180 درجه قرار دهید و اجازه دهید تا کیک به مدت 45 دقیقه بپزد. درجه حرارت فر ها متفاوته بعضی فرها 1 ساعت زمان میبره. خودتون چک کنید که نسوزه و مغز پخت شده باشه.

راستی اینم بگم من اون موقع که این کیک را میپختم نمیدونستم هومان ازش خوشش میاد دفعه بعد احتمالا جوش شیرین نزنم چون برای بچه ها خوب نیست. فوقش پف کیک کمتر میشه!

[ ۳۱ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ] [ مادرانه ] [ دوست گفتار () ]

"دوستت دارم" را

من دلاویزترین شعر جهان یافته ام

این گلسرخ من است.

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق

که بری خانه دشمن

که فشانی بر دوست،

 

راز خوشیختی هرکس به پراکندن اوست!

در دل مردم عالم – به خدا -

نور خواهد پاشید

روح خواهد بخشید.

 

تو هم ای خوب من ! این نکته به تکرار بگو

این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت

نه به یکبار و به ده بار، که صد بار بگو

« دوستم داری » را از من بسیار بپرس

دوستت دارم را با من بسیار بگو

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www. کلیک کنید 

[ ٢٧ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ ] [ مادرانه ] [ دوست گفتار () ]

کم پیش میاد هومان بشینه و با خودش بازی کنه معمولا دنبال یار میگرده! حالا این شانسه که قرعه به نام من  در بیاد یا آقای پدر!

امروز دیدم داره با خودش توپ بازی میکنه، منم از فرصت بدست آمده استفاده کردم و تند تند داشتم کارهامو میکردم که دیدم اومد! دست منو میگیرم میگه:

مامان بیا اینجا

من: کجا بیام مامان

هومان: بیا پیش هومان

من : مامان جان دارم کار میکنم، بیام چکار کنیم.

هومان: بیا هومان اجازه داد، بیا با هومان توپ بازی بکن!!!!!!

واقعا خدا را شکر که اجازه دادی پسرم وگرنه من همش مجبور بودم کار کنم!

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.

[ ٢٧ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ مادرانه ] [ دوست گفتار () ]

گاهی دلم برای قدیم ها تنگ میشه! برای آزادی ! اون روزها که تا حوصله ام سر میرفت اماده میشدم و میرفتم و با آرامش قدم میزدم، شبهایی که با یک فنجان قهوه مینشستم کتاب میخواندم و از گذشت زمان لذت میبردم. حالا برای خرید از سوپرمارکت باید دوقیقه ای آماده بشم و بیست دقیقه دنبال هومان بدوم که لباسش را بپوشه، بعد هم که از خونه  در میاییم دو تا پله را پایین میاییم، سومین پله را نمی اد" مامان بغل بکن" من در حالی که بعد از کشمکش برای لباس پوشیدن سعی مکنم آرامش خودم را حفظ کنم میگم نه مامان هومان قویه. " نه مامان، قوی نیست بغل بکن، بغل بکن" و باز منم که تسلیم میشم. وارد کوچه که میشیم جای کفش های هومان را که چندین جای مانتومو زیبایی خاصی! بخشیده پاک میکنم و باز هم سعی میکنم خونسرد باشم.

مسیر پنج دقیقه ای را چهل دقیقه طول میکشه بریم چون هومان گاهی هوس میکنه دنبال گربه بدوه، گاهی میخواد به ماشین ها دست بزنه تا ببینه دزدگیر کدوم صدا میده تا با هیجان فرار کنه، گاهی هم مثل چند روز پیش، میره تو مغازه پیتزا فروشی سر کوچه و میگه "سلام.آقا لفن (لطفا) پیزات (پیتزا) بیار. و من هم برای احترام به خواست ایشون و حفظ غرور و عزت نفسش منتظر سفارش پیتزا میشینم (البته در حالی که دلم شور کارهام را میزنه و سعی میکنم برای دهمین بار خودم را خونسرد جلوه بدم.) این روزهاست که میبینم با اینکه آزادی قبل را از دست دادم ولی چیزهای دیگه ای بدست آوردم مثل تمرین کنترل احساسات، مثل زود فراموش کردن خطا، مثل ترجیح دادن خواست عزیزانم به خواست خودم، مثل فداکارای و مثل تمرین برای تظاهر به خونسردی!

این ها برای من معنی خاصی میده! اینکه این روزها فقط برای بزرگ شدن هومان نیست. روزهای با هم بزرگ شدن است....

[ ٢٦ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ] [ مادرانه ] [ دوست گفتار () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

بسم الله. این وبلاگ را به عشق پسر کوچکم درست کردم تا همیشه بدونه که لحظه لحظه زندگیش چقدر برایم زیبا و خاطره انگیزه و چگونه تمامی حرکات و شیرینی رفتارش در ذهن من برای همیشه موندنیه....برای هومانی که جهانم بدون او الف ندارد!
صفحات دیگر
امکانات وب